تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
دانست
، - و اين بيت :
ماه و خورشيد نمايش ز پس پردهء زلف * آفتابيست كه در پيش سحابى دارد
، يعنى « ماه خورشيد نمايش الخ » ، - و اين بيت :
گداخت دل كه شود كار دل تمام و نشد * بسوختيم و در اين آرزوى خام و نشد
، يعنى « بسوختيم در اين آرزوى » ، - و اين بيت :
بگشا بند قبا اى مه خورشيد كلاه ، * تا چو زلفت سر و سودا زده در پا فكنم
، يعنى سر سودا زده » ، - و اين بيت :
به بوى و زلف و رخت مىروند و مىآيند ، * صبا به غاليه‌سائىّ و گل به جلوه‌گرى
، يعنى « به بوى زلف و رخت » ، - و اين بيت :
نجويد جان از آن قالب جدائى * كه باشد خون و جامش در رگ و پى
، يعنى « خون جامش » ، - و اين بيت :
اى چنگ فروبرده به خون دل حافظ * فكرت مگر از غيرت و قرآن و خدا نيست
، يعنى « غيرت قرآن » ، -

تنبيه 2

، - در طبع حاضر ما براى تسهيل و تسريع يافتن هر غزل مطلوبى براى خواننده ؟ ؟ ؟ به ترتيب حروف تهجّى در تمام حروف قافيه و حروف رديف مرتّب