داده و نسخهء اصل خطّى بكلّى از آن برى است حذف واو عاطفه است از مواضعى كه وجود آن لازم است و در اصل دارد و علاوه كردن آن در مواضعى كه وجود آن غلط است و در نسخهء اصل ندارد ، و تقريبا صفحهء از اين دو نوع غلط و مخصوصا از نوع اوّل خالى نيست ، و ما ذيلا فقط به يكى دو سه مثال ازين دو گونه غلط اكتفا مىكنيم چه استقصاى آن از حيّز گنجايش اين ديباچه بكلّى بيرون است ، و باقى را بر همين چند مثال قياس بايد كرد ،
[ حذف واو عاطفه از مواضعى كه وجود آن لازمست ]
امّا حذف واو عاطفه از مواضعى كه وجود آن لازمست و در نسخهء اصل دارد مثل اين بيت :
بندهء پير خراباتم كه لطفش دائمست * ور نه لطف شيخ زاهد گاه هست و گاه نيست
، يعنى « شيخ و زاهد » - و اين بيت :
اى غايب از نظر به خدا مىسپارمت ، * جانم بسوختى بدل دوست دارمت
، يعنى «
جانم بسوختىّ و بدل دوست دارمت
» و اين بيت :
شيراز و آب ركنى اين باد خوش نسيم * عيبش مكن كه خال رخ هفت كشورست
، يعنى «
شيراز و آب ركنى و اين باد خوش نسيم
» ، و اين بيت :
زلف آشفته و خوى كرده و خندانلب مست ، * پيرهنچاك