تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 950

مساهمون:

ص٩٥٠

376

ما ز ياران چشم يارى داشتيم * خود غلط بود آنچه ما پنداشتيم
تا درخت دوستى كى بر ( 1 ) دهد ؟ * حاليا رفتيم و تخمى كاشتيم
گفت‌وگو آيين درويشى نبود * ورنه با تو ماجراها داشتيم
شيوهء چشمت فريب جنگ داشت * ما غلط كرديم و صلح انگاشتيم
گلبن حسنت نه خود شد دل‌فروز ( 2 ) * ما دم همّت بر او بگماشتيم
نكته‌ها رفت و شكايت كس نكرد * جانب حرمت فرونگذاشتيم
گفت خود دادى به ما دل حافظا * ما محصّل بر كسى نگماشتيم ( 3 ) .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 950 | شمس الدين حافظ