الف - « گرت باور بود ، ورنه . . . » قزوينى .
: - ب - « گرت باور كند . . . » نسخهء 805 ه . ق .
: - ج - « باور ، كردنى است ، نه « بودنى » ! بنابراين : « كند » صحيح است . » زيرنويس ص 204 شاعر ساحر همايونفرخ .
الف - « اگر بر من نبخشائى پشيمانى خورى . . . » قزوينى .
: - ب - « . . . پشيمانى كشى ، آخر . . . » نسخهء 805 : - ج - « كشيدن » بهتر از « خوردن » است . » همايونفرخ ( همانجا ) .
الف - « . . . گشت كم زينم نمىبايد . » قزوينى . - ( گشت و كم . . .
خانلرى ) .
: - ب - « گشت ، به زينم نمىبايست . » نسخهء 805 : - ج - « بايست از مصدر بايستن به معنى ضرور بودن ، مورد نياز بودن و بايسته و شايسته است ؛ يعنى بهتر از اين ، برايم مورد نياز و شايسته نبود . » همانجا ، همايونفرخ .
الف - ( بيت اول ) : « . . . كه مستان را « صلا . . . » :
( صلاء : صلا گفتن يعنى خواندن و دعوت كردن . ) : - ب - ( مصرع ثانى بيت دوم ) گرت باور « كند » . نسخهء پير حسين كاتب .
: - ج - « . . . بود ، ورنه ، بر « كند » ورنى » رجحان دارد ، چون « گرت باور كند » دربارهء مخاطب ، درست نمىباشد ، و فاعل « كند » ! معلوم نيست . » ص 759 غزليات حافظ به تحقيق اديب برومند .
: - د - « قدت گفتم كه شمشاد . . . » قزوينى [ - بيت پنجم غزل ] :
: - ه - « قدت گفتيم شمشاد . . . » نسخهء 805 ، و « پير حسين كاتب » .
: - و - « قدت گفتيم ، بر « قدت گفتم » رجحان دارد زيرا در مصرع دوم هم « چرا گفتيم » آمده است . . . » . ص 759 حافظ اديب برومند .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 953
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩٥٣