در اصطلاح همگانى « شخص بىغم » به عنوان « لاقيد و بىفكر » تلقى مىشود و در ادبيات فارسى هم « غم » داراى ارزش معنويست . ازاينرو ، ما به پيروى از برخى چاپهاى تحقيقى از جمله چاپ انجوى شيرازى « ما سرخوشان » را در متن گذاشتيم . » ( استاد اديب برومند - غزليات حافظ - ص 747 ) .
: - د - « نسخهء منتخب قاآنى و يغما متعلق به كتابخانهء مرحوم تقوى » ، [ همچنين ] « نسخهء چاپ قدسى در بمبئى سنهء 1322 » : « ما سرخوشان . . . » : ( صفحات 95 و 96 مقدمه و زيرنويس ص 231 [ ديوان ] حافظ [ يكتائى ] - تهران ، فروردين ماه 1328 [ ه . ش ] كتابفروشى و چاپخانهء على اكبر علمى ) ؛ « ح » .
« كانصاف مىدهيم ، ز . . . » غزليات حافظ اديب برومند .
: - « كانصاف مىدهيم وز . . . » حافظ قزوينى .
« اين داغ . . . دل پُرخون . . . » نسخهء 805 - .
« گفتى كه . . . رنگ خيال . . . » نسخهء 805 - .
الف - در نسخهء 805 هجرى : « نقش غلط مخوان كه . . . » .
: - ب - در نسخهء خطى « حدود نيمهء اول قرن يازدهم ، اهدائى خانلرى به فرزاد » در همين غزل ، اين بيت هم آمده است :
« ما را ، تو سادهطبع بدان اى دقيقهبين * چون شاهد ار چه معتقد روى سادهايم . »
: - ج - در نسخهء خطى كتابخانهء طوپقاپوسراى اسلانبول با تاريخ كتابت 822 هجرى قمرى ، [ همين بيت زيرنويس ] « بعد از بيت پنجم غزل [ چنين ] افزوده است » :
ما را به سادهطبع مخوان اى دقيقه بين * چون حافظ ار چه . . . »
( خانلرى ، ديوان حافظ ، صفحات 729 و 1133 ) .