371
ما سرخوشان مست دل از دست دادهايم ( 1 ) * همراز عشق و همنفس جام بادهايم
بر ما بسى كمان ملامت كشيدهاند * تا كار خود ز ابروى جانان گشادهايم
اى گل تو دوش داغ صبوحى كشيدهئى * ما آن شقايقيم كه با داغ زادهايم
پير مغان ز توبهء ما گر ملول شد * گو باده صاف كن كه به عذر ايستادهايم
كار از تو مىرود مددى اى دليل راه * كانصاف مىدهيم ، ز راه او فتادهايم ( 2 )
چون لاله مى مبين و قدح در ميان كار * اين داغ بين كه بر دلِ خونين نهادهايم ( 3 )
گفتى كه حافظ اين همه رنگ و خيال چيست ( 4 ) * نقش غلط مبين كه همان لوح سادهايم ( 5 ) .
الف - « ما سرخوشان مست ، دل . . . » غزليات حافظ اديب برومند .
: - ب - « ما بىغمان مست . . . » حافظ قزوينى .
: - ج - « مصرع اول بيت نخست در متنهاى مورد استفادهء ما چنين است : « ما بىغمان . . . » . چون « ما بىغمان » ضبط خوشايندى نيست و