و واصلنى على رغم الأعادى :
« و كام دل مرا بده بر خلاف ميل دشمنان » .
* توكلنا على رب العباد « اعتماد كرديم بر خداى بندگان » * بليلٍ مظلمٍ و اللّه هادى « در شب تاريك ، خدا ، راهنماست » .
*
لمع البرق من الطور و آنست به * فلعلى لك آت بشهاب قبس :
« درخشيد برق از طور سينا و ديدم و احساس كردم به آن ، پس شايد من آورنده باشم از براى تو شعلهء آتشى كه اين صفت دارد تا استفاده شده باشد از آن ، و در قرآن مجيد آمده :
« إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ . . . »
( داور ) حافظ قدسى .
*
سليمى منذ حلت بالعراق * الاقى من نواها ما الاقى :
« سليمى » ( نام معشوقه است ) از وقتى كه منزل فرموده در عراق ، ملاقات مىكنم از فراق او ، آن چيزى را كه ملاقات مىكنم ، يعنى رنج بسيار مىبينم » بدر الشروح - « شرح حافظ » - از بدر الدين . » .
* الى ركبانكم طال اشتياقى « به مسافرين شما اشتياق من به درازا كشيده شده » :
« سفينهء حافظ » .