. . . حتى يذوق منه ، كأسا من الكرامة « تا اينكه از جام جود و بخشش شما قدحى بنوشد » ، ( در جستجوى حافظ ) .
ى . . . آخر الدواء الكى « 1 » « . . . [ الدواء « 2 » الكى از ضربالمثلهاى سائر عرب است و به معنى « آخرين چاره و علاج داغ كردن است . و بايد توجه داشت كه در دوران گذشته بعضى از بيمارىها را با داغ كردن علاج مىكردهاند بدين شرح كه ميلهء آهنى را در كوره نهاده و پس از اينكه سرخ مىشد آن را بر روى زخم مىگذاشتند و زخم را مىسوزاندند از جمله در بيمارى بدخيم سياهزخم اين طرز مداوا و علاج رايج بود و بيشتر سودمند مىافتاد . ظهير فاريابى هم اين اصطلاح را به كار برده و مىگويد :
داغ حسرت نهادهام بر دل * گفتهاند آخر الدواء الكى
. « نقل از : ص 713 حافظ خراباتى - پژوهنده : ركنالدين همايونفرخ - چاپ كتاب 1351 ه . ش .
*
سبت سلمى بصدغيها فؤادى * و روحى كل يوم لى ينادى
: « سلمى با دو زلف خود دل مرا مقيّد كرد و روح من هر روز براى من ندا مىكند .
از « غزلهاى حافظ » ( ن و ه ى ) تحقيق از مسعود فرزاد - ناشر دانشگاه شيراز - 1354 ه . ش .