تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1588

مساهمون:

ص١٥٨٨
سراى ، از ويرانه‌هاى بازمانده بپرسيد » . *
فى جمال الكمال نلت منى * صرف اللّه عنك عين كمال
« با داشتن كمال زيبائى و نكويى كامروا شدى . ايزد چشم زخم خود را از تو دور گرداناد » . ( فى كمال الجمال . . . « به سبب تماميت حسن ، رسيدى آرزوها را . . . » قدسى شيرازى ) . *
يا بريد الحمى حماك اللّه * مرحبا مرحبا تعال تعال
« اى پيك جايگاه ويژهء معشوق ، خدا ترا نگاه دارد ، خانه بر تو گشاده باد . خوش آمدى بيا و فرودآى » . شممت روح و داد و شمت برق وصال : « بوى خوش دوستى را شنيدم و روشنى و آذرخش وصل را نگريستم » . * آحاديّاً بجمال الحبيب قف و انزل « اى حادى ( اى حداءخوان يا سرودخوان ) براى راندن شتران دوست ، درنگ كن و فرودآى » . ( ترجمهء اشعار لام تا اينجا از « حافظ دكتر خطيب رهبر » نقل شد ) . م من له يقبل داء دنف كيف ينام « كسى كه بيمارى دائمى به او روى آورد چگونه مىخوابد . » . هادى كوشش [ مشهد مقدس ] ماهنامهء « ادبستان » [ چاپ تهران ] شمارهء 48 - آذر 1372 - صفحهء 4