تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1558

مساهمون:

ص١٥٥٨
زمر 7 : اگر ناگرديده شيد ، حقا كه خداى فينياز است از شما . . . سجده 52 : بگو يا محمد ، نبينيد شما كه هست قرآن از نزديك خدا ، پس مى كافر شيد شما بدانكه ، بوده فيراه‌تر و گم‌تر از آن‌كس كه بوده در فاواى و خلافى دور زخرف 68 : اى بندگان من ، نه بيم بود فر شما امروز و نه اندوهگين شيد طلاق 6 : طلاق 6 : . . . و اگر تنگ دست شيد زود بود كه شير دهد او را ديگرى . به اين ترتيب جاى ترديد نمىماند كه شين و دال بيت مورد گفتگو را مىتوان و بايد شد -
SHAD
خواند . « محسن جاويدان » . . « 1 » نقل از « كيهان فرهنگى » سال سوم ، شمارهء ( 5 ) مرداد ماه 1365 - صفحهء 34 - چاپ تهران . * *
فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش * گل در انديشه كه چو عشوه كند در كارش
برادرمان نوشته‌اند : در شعر بالا « شد »
SHAD
بايد خوانده شود نه شد
SHOD
تا به نظر ايشان با « كند » در مصرع دوم از نظر معنايى و هم‌آوائى مناسب باشد . اولا هيچ‌گونه ضرورتى و اشكالى چه از لحاظ هم‌آوائى و چه از نظر معنايى وجود ندارد كه بخواهيم شكل صحيح و معروف شد
shod
را به صورت شد -
shad
كه نامأنوس است بخوانيم . از نظر معنا هم ايرادى ندارد ، زيرا در ادبيات فارسى و نيز تازى گاهى فعل ماضى به معنى مضارع و آينده به كار رفته است . شاهد از فردوسى :
چنين گفت رستم به رهام شير * كه ترسم كه رخشم شد از كار سير
هامش
( 1 ) . در ردّ اين اظهار نظر ، به مطلب بعدى نيز توجه فرمائيد .