فرهنگ جامع تازى - فارسى بودم ، در موزهء پارس شيراز به نسخهء بسيار چشمگيرى از يك قرآن ترجمهدار برخوردم كه از بسيارى جهات به ويژه از نظر واژهها و گزارههاى فارسى در خور بررسى است .
اين قرآن 375 برگ داشت و از سورهء مريم تا به پايان بود ، ترجمهء هر سطر زير متن اصلى نوشته شده ، و همان گونه كه ذكر شد از نظر واژهها و گزارههاى فارسى بسيار درخور بررسى است ، ولى از يك نظر ديگر هم در خور توجه به نظر مىرسد و آن هم مربوط به همين شعر حافظ است كه نشان مىدهد شين و دال مصرع نخست را بايد
SHAD
خواند و گزارهء « شدن » در زمانهاى گذشته به صورت من شم ، تو شى ، او شد ، ما شيم ، شما شيد ، ايشان شند نيز صرف مىشده است . افزون كنم كه قرآن مزبور ، از روى شواهد امر و نوع كاغذ و شيوهء نگارش و واژههاى به كار برده شده بايد از آنِ سدهء پنجم هجرى باشد .
و ، اينك شواهد :
شند - شوند انبياء 19 : و او راست بنده ، هر كه در آسمانها است او زمين و آنك به نزديك اواند ، از فريشتگان ننگ ندارند ، او بزرگى نكنند از پرستيدن او ، او نه به مانند او سست شند .
شى - شوى زمر 65 : به درستى كه وحى فرستاديم به تو بدان كسهايى كه پيش از تو بودند ، اگر شك آرى و كافر شى تو ، حقا كه باطل گردد كار كردار تو ، او حقا كه باشى تو از زيانكاران .
شيد - شويد سبا 30 : بگو يا محمد ، شما راست وعدهگاه روزى كه نه ديرتر زنده شيد از آن وعده به يك زمان ، و نه زودتر زنده شيد به يك زمان .