« شد » در بيتِ پُرگفتگوى ديوان حافظ
يكى از ابيات پرگفتگوى ديوان حافظ هميشه اين بيت بوده است :
فكر بلبل همه آنست كه گل شد يارش * گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش
كه در آن « شد » پايانى مصراع نخست هميشه شد -
SHOD
خوانده شده است . در حالى كه اين دو حرف چه از نظر معنائى و چه از نظر همآوائى « با كند » مصرع دوم بايد
SHAD
خوانده بشود . چه اگر گل يار بلبل شده باشد ديگر فكر بلبل قاعدتا نبايد پيوسته به او باشد ، و گل يار بلبل شده نيز در انديشهء عشوه كردن در كار او نبايد باشد . ولى پيوسته استدلال چنين بوده است كه چون گزارهء « شدن » هيچگاه به صورت من شم ، تو شى ، او شد ، ما شيم ، شما شيد ، ايشان شند صرف نشده است و يك چنين صرفى در هيچيك از كتابهاى فارسى كهن ديده نشده است پس به ناچار شين و دال مزبور بايد
SHOD
خوانده شود .
اينك دلايلى ارائه مىشود كه بر مبناى آن ، اين شين و دال را مىتوان ، و بايد
SHAD
خواند .
چند سال پيش كه سرگرم فراهم ساختن مقدمات نوشتن يك