ضرب : در بازى نرد و شطرنج « زدن » و « كشتن » و « شكار كردن » را گويند . در قاعدهء اين بازيها هرگاه در اثر مهارت بازيگر ، يكى از مهرههاى حريف از صحنهء بازى به بيرون رانده شود ، اين عمل را « ضرب » و « زدن » و « كشتن » نامند . اين معنى از اين بيت كمال الدين اصفهانى بهتر دانسته شود :
دست اجل قوى شد و لعبى غريب كرد * در ضرب شاه ماتى از وى برون فتاد
همچنين حافظ ترجمهء اين اصطلاح يعنى « زدن » را در بيت زير به كار برده :
نزدى شاهرخ و فوت شد امكان حافظ * چه كنم بازى ايام ، مرا غافل كرد
تعبيه : آرايش براى رزم ، آماده كردن نقشه براى حمله ، نقشهكشى جنگى ، شاهد بر اين معنى اين بيت منوچهرى است :
پيرايهء عالم توئى ، فخر بنى آدم توئى * داناتر از رستم توئى ، در كار جنگ و تعبيه
اين اصطلاح به همين معنى در نرد و شطرنج هم به كار مىآمده است ، چنان كه از اين جملات « تسلية الاخوان » عطا ملك جوينى دانسته مىگردد :
« بنابراين مقدمات چون سپهر پرستيز و چرخ سرسبك و سرتيز از حقه به بازبازى - چنان كه شيوهء او باشد - مهرهء بىمهرى بر بساط وجود انداخت و از دغا و فريب ، تعبيهء آن ساخت و به منصوبههائى كه دفع آن به رأى صائب متعذر بود ششدر گردانيد » ص 25 .
حافظ به جز اين معنى « تعبيه » را يا بهتر بگوئيم اصطلاح « تعبيه بودن كارى يا امرى در چيزى يا كسى » را به معنى ديگرى يعنى « نهفتن امرى يا كارى به زيركى و آراستگى در چيزى يا كسى » به كار برده ، آنجا كه گويد :