« ما كار به اين نداريم كه « نظر » چه كسى بر كجاى « بيت افتد » ! و « ملاحظه كرده شود » ! . ما مىگوئيم شاعر ، سرودن بيت را از كلمهء اول بيت آغاز مىكند ، نه از كلمهء آخر بيت . . . و نسبت به « رد العجز . . . » بعد از آنكه سرودن بيت ، تمام شد ؛ كلمهء آخر آن ، در اول بيت بعد تكرار مىنمايد ( نه به عكس ) و روى اين حركت گام به گام ، نامگذارى شده و به منظور وضع خاص و تكرار كلمه است ، نه « به اعتبار آنكه نظر بر عجز بيت افتد » ! ! و با توجه به اصولى مسلم « توان گفت ! كه نظريهء نويسندهء « بدايع الأفكار » ! در اين مورد بخصوص ؛ به كلى فاقد « اعتبار » بوده ، مطلب همان است كه گفته شد و بقول خواجه : « گفتم كنايتى و مكرر نمىكنم » .
مرداد 1370 تهران - ح - .
( 1 ) - نگاهى تازه به بديع ، ص 59
( 2 ) - دكتر شميسا ، همان كتاب ، ص 64
( 3 ) - علامت تعجب و « گيومهها » از تدوينكنندهء اين ديوان است .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1542
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٥٤٢