هر بيت شعر » به اول بيتى كه بلافاصله بعد از آن ، مىآيد . ، مانند اين دو بيت كه - با در نظر گرفتن اينكه « على » يا « الى » فرقى نمىكند - صنعت بديعى « رد العجز على الصدر » را دارد ؛ و بيت دوم به تنهائى نيز « رد الصدر على العجز » را :
در رقص و طرب آمده ذرات هم از شوق * در پرتو انوار نشاطآور خورشيد
خورشيد مگر بهرهور از حُسن تو گرديد * كاينگونه كند جلوه « رخ انور خورشيد »
ح . ( از يك غزل ) در اينجا اين چند سطر را هم از صفحهء 64 نگاهى تازه به بديع - نگارش و تأليف دكتر شميسا - كه راجع به « رد العجز الى الصدر » است نقل مىكنيم :
مجنون به هواى كوى ليلى در دشت « 1 » * در دشت به جست و جوى ليلى « مىگشت »
« مىگشت » هميشه بر زبانش ليلى * ليلى مىگفت تا زبانش مىگشت
[ صنعت بديعى اين رباعى ] : « مطابق است با تسميهء « المعجم » [ امّا ] ديگران از جمله استاد همائى به آن ، رد الصدر على العجز گفتهاند ! كه موجه نمىنمايد . « 2 » كاشفى مىنويسد : « و به حقيقت ، اين نوع ، « رد العجز على الصدر » است . و باقى : رد الصدر على العجز . امّا به « اعتبار » آنكه بناى شعر ، بر قافيه است و هميشه « نظر بر عجز بيت افتد » و چون عجز « ملاحظه كرده شود » بعد از آن لفظى [ كه ] در صدر يا در حشو مصراع اول مذكورست به « نظر » درآيد ؛ اين انواع را [ يعنى انواع ديگر را ] رد العجز على الصدر ( ! ) « توان گفت » . « 3 » بدايع الافكار - 57 ( نقل از : نگاهى تازه به بديع ) .