« رد العجز . . . » يا . . .
( « بعض از صنايع بديعى در اشعار حافظ . . .
« رد العجز على الصدر » ! :
[ ملال ]
« ملال » مصلحتى مىنمايم از جانان * كه كس به جد ننمايد ز جان خويش « ملال »
[ نشان ]
« نشان » اهل خدا عاشقى است با خوددار * كه در مشايخ شهر اين « نشان » نمىبينم .
[ آدمى ]
« آدمى » در عالم خاكى نمىآيد به دست * عالمى ديگر ببايد ساخت ، وزنو « آدمى »
نقل از : « ديوان حافظ » به اهتمام دكتر يحيى قريب ، استاد دانشگاه تربيت معلم - 1356 ه . ش . صفى على شاه - چاپ دوم با تجديد نظر كامل ، ص 566 ) .
به قرارى كه خوانندهء محترم ملاحظه مىفرمايد استاد يحيى قريب