يعنى : اگر كور نيستى و چشمت مىبيند . . . بنابراين چشمى كه مىبيند حاجت به عينك ندارد . قطع نظر از نكات يادشده ، اگر دو آينه ، عينك فرض شود ، مسئلهء ديدن ، فقط به رؤيت معشوق مادى منحصر مىگردد ، و توسع معنا از ميان مىرود - درحالىكه حافظ با به كار بردن دو بار واژهء ديده ( يكى به صورت دو ديدهء حيران - و يكى به صورت دو آينه ) ناتوانى ديدهء سر را در مشاهدهء شاهد ازلى به باد ريشخند ( - هزار افسوس ) مىگيرد و تلويحا مىگويد : وقتى مشاهدهء يار فقط با چشم دل ميسر است ، داشتن دو ديدهء حيرتزده واقعا مسخره است » .
حسينعلى ملاح ( نقل از « نهيب آزادى » نامهء هفتگى ، چاپ تهران - شماره 391 - 23 ارديبهشت 1366 ) * ضمن مطالعهء مقالهء محققانهء آقاى حسينعلى ملاح با عنوان « دو آينه در بيتى از حافظ » توضيحى به نظر رسيد كه تذكر آن ، خالى از فايده نخواهد بود . مقدمتا بايد اذعان كرد كه تحقيق و بررسى صنايع شعرى و زيبائىهاى لفظى و مضمونهاى بديع شعر « لسانالغيب » كه چند سالى است رواج يافته ، بسيار به جا و مفيد و براى علاقهمندان به غزليات آن شاعر بزرگ بسيار آموزنده است . در مقالهء منظور ، ضمن بررسيهاى جالبى كه دربارهء استعمال كلمهء « آينه » در اشعار حافظ به عمل آمده توضيحاتى روشنگر وجود داشت كه تقريبا همگى صحيح و درست است ، فقط در يك مورد نسبت به عبارت « سه آينه » توجيهى عرفانى پيش مىآيد : اشاره شده است به بيتى از ترجيعبند مشهور هاتف اصفهانى كه فرموده است :
با سه آئينه ، شاهد ازلى * پرده از روى تابناك افكند
. . . و توضيح دادهاند كه : گويا « سه آئينه » به دو ديده و ديدهء دل و يا احتمالا به « ماه و مهر و دل » كنايت است . بايد متذكر شود كه بيت