تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1527

مساهمون:

ص١٥٢٧
كه با « دو » آينه : ( ابتدا به غزل :
غم زمانه كه هيچش كران نمىبينم / دواش جز مى چون ارغوان نمىبينم
، و به زيرنويس اين بيت [ كه در ذيل آن غزل است ] :
« بدين دو ديدهء حيران من هزار افسوس / كه با دو آينه رويش عيان نمىبينم »
. . . مراجعه فرمائيد ) . . . . « آينه كه به زبان پهلوى آينك تلفظ مىشود ( فرهنگ پهلوى ) و احتمالا به تدريج عينك نوشته شده است ، يك « سطح صيقلى [ است ] از شيشهء صاف يا فلز [ روى - يا - آهن ] كه تصوير اشياء را منعكس مىسازد ( فرهنگ معين ) به اين شىء اعراب « مرآت » مىگويند . 1 - آينه را در قديم ( خاصه در عصر حافظ ) از روى ، يا آهن مىساختند :
هيچ روئى نشود آينهء حجلهء بخت * مگر آن روى كه مالند بر آن سُمّ سمند
( گويا سوهان ، يا صيقل‌دهنده را به شكل نعل مىساختند و يا نعل كهنه را كه مضرس و دندانه‌دار مىشده بر صفحهء روى ، يا آهن مىكشيدند تا صيقل يابد . در بيت مذكور ، به دل نيز كنايت است كه تا صيقل نبيند و مصفا نشود ، واردات غيبى را چون آينه منعكس نمىسازد ، ايهامى را كه در حد جناس تام ، در روى ( در معناى فلز خاص ) و در روى ( در معناى رخسار ) موجود است نبايد از نظر دور داشت . ) . و همچنين است اين بيت :
آه كز طعنهء بدخواه نديدم رويت * نيست چون آينه‌ام روى ز آهن : چه كنم .
كه اشاره به آينه‌ايست از جنس آهن . 2 - ماه را نيز به ايهام آينه گفته‌اند :
شهسوار من كه مه آيينه‌دار روى اوست * تاج خورشيد بلندش خاكِ نعلِ مركب است