تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1533

مساهمون:

ص١٥٣٣
مقاله است : [ حافظ ] « . . . دو ديده را به دو آينه تشبيه كرده است . . . » . * « . . . با اين دو آينهء ديده يا دو ديدهء آينه‌گون . . . باز من نمىتوانم رخ او را آشكارا ببينم ، اين جاى هزار افسوس است . زيرا در اين دو آينه همهء مزاياى طبيعى آن اعم از جلا و روشنى و صفا و پاكى نمودار و متجلى است و با اين وصف روى محبوب را نمىبينم . . . » مير احمد طباطبائى ( احمد استوار ) آينده « مجله » آذر - اسفند 1369 ، ص 832 . * دو آينهء حافظ : . . . نخستين كسى كه در اين بيت حافظ ، « دو آينه » ( و نه عينك ) تعبير كرد . . . مسعود فرزاد بود . . . و پس از آن مورد تأييد دكتر خانلرى قرار گرفت كه بيتى متعلق به يكى از شاعران هم عصر يا نزديك به زمان حافظ را در حقانيت استنباط فرزاد مىخواند :
« دو آئينه بر ديدگان مىنهاد / سر نامه‌ها يك‌به‌يك مىگشاد »
، و چنان كه پيداست اين بيت . . . صراحتى در مورد « گذاشتن دو آينه بر ديدگان » دارد . . . [ امريكا ، لوس‌آنجلس - نادر ، [ تهرانى ] از همان مجلهء آينده ، ص 861 * « از گفته‌هاى زيباى فردوسى ، دربارهء پروردگار جهان ، اين . . . بيت است :
به بينندگان آفريننده را * نبينى مرنجان دو بيننده را . . .
خداوند را با چشم نمىتوان ديد . . . جز اينكه از روى ايمان و اعتقاد ، به هستى خداوند اعتراف كنى راه ديگرى در پيش نيست . اين . . . ( بيت ) شاهنامه ، شعر دلكش حافظ را بخاطر مىآورد :
بر اين دو ديدهء حيران من هزار افسوس * كه با دو آينه رويش عيان نمىبينم