مذكور ، در مجلدى از ديوان هاتف به تصحيح آقاى محمد عباسى كه در دسترس بنده است ، چنين درج شده :
در سه آئينه ، شاهد ازلى * پرتو از روى تابناك افكند
اين بيت در بند دوم ترجيعبند و مربوط به مناظرهء دل شاعر ، با دلبر ترسا و بحث دربارهء توحيد و تثليث است :
شاعر معترض است كه چرا پيروان مسيح به سه خدا ( اب و ابن و روح القدس ) قائلند و به چه سبب ننگ شرك را پذيرفتهاند ؟ و دلبر ترسا ، با بيانى شيرين ، پاسخ مىدهد :
اگر از سرِّ وحدت آگاهى * تهمت كافرى به ما مپسند
در سه آئينه ، شاهد ازلى * پرتو از روى تابناك افكند
سه نگردد اگر بريشم را : * پرنيان خوانى و حرير و پرند
كه واضح است ، مراد از سه آئينه در شعر مورد بحث « اب و ابن و روح القدس » است و مفهوم شعر چنين است : شاهد ازلى - كه مقصود ذات واجب الوجود مىباشد - پرتوى از نور خود را بر آئينهء وجود « اب و ابن و روح القدس » منعكس ساخته است .
اين استنباط ، با بيت بعدى كه بلافاصله آمده :
« سه نگردد بريشم ، ار او را / پرنيان خوانى و حرير و پرند »
كامل گرديده و در حقيقت ؛ دلبر ترسا ، شاعر را متقاعد كرده است كه اين تثليث ، عين توحيد است و بيت ترجيع
« كه يكى هست و هيچ نيست جز او - وحده لا إله الا هو »
معنى را تمام مىكند .
دكتر حسين احمدى ( نقل از ، « نهيب آزادى » - روزنامهء هفتگى -