3 - خورشيد را نيز به آينه تشبيه كردهاند :
جلوهگاه رخ او ، ديدهء من تنها نيست * ماه و خورشيد همين آينه مىگردانند .
4 - رخسار نيز به آينه تشبيه شده است :
روى مقصود كه شاهان به دعا مىطلبند * مظهرش آينهء طلعت درويشان است ،
و يا اين بيت :
در روى خود تفرج صنع خداى كن * كآيينهء خداىنما مىفرستمت .
5 - دل را نيز به آينه تشبيه كردهاند :
بر دلم گرد ستمهاست خدايا مپسند * كه مكدر شود آيينهء مهرآيينم .
6 - ديده را نيز به آينه تشبيه كردهاند ، بدان سبب كه مردم ، بر مردمك آن منعكس مىشوند :
جلوهگاه رخ او ديدهء من تنها نيست * ماه و خورشيد همين آينه مىگردانند
و يا :
بدين دو ديدهء حيران من هزار افسوس * كه با دو آينه ، رويش عيان نمىبينم
آينه ، در معناهاى ديگرى هم به كار رفته است - سخن را در اين مقال ، روى بر واژهء تركيبى « دو آينه » در بيت فوق است ، كه محقق نامدار آقاى احمد سميعى نوشتهاند : « بايستى مقصود خواجه از اين معنى آن چيزى باشد كه امروز ما عينك مىگوييم . » و سپس نتيجه گرفتهاند : « خواجه مىخواسته بگويد : بر اين دو چشم حيرتزدهء من هزار افسوس كه با زدن بلور محدب و يا مقعر هم آنطور كه دلخواه من است نمىتوانم او را ببينم . » ( مجلهء آينده - شمارهء - 7 - 8 سال 65 - ص 489 - 490 )