جهت جمعآورى آثار خود داشته است و بدون شك دفتر اشعارى را كه غالبا در ضمن غزليات خود سفينه مىنامد ، گرد آورده و زحمت كامل چنين اقدام بىسابقهاى را براى مقدّمهنگار معاصر خود بجا نگذارده بود .
سى سال پيش از اين عقيده داشتم كه نام محمّد گل اندام قاعدةً بايستى در نسخههاى اوليه از اين مقدمه چنان كه شيوهء منشيان آشنا به آداب مكاتبه بوده است در زير عبارت « مسوّد ورق » با قلم باريكتر نوشته شده باشد و آنگاه در موقع نسخهبردارى برخى از نويسندگان اين زيرنويس سطر را كه معمول به كتّاب قديم بوده نديده گرفته و آن را حذف كردهاند و برخى ديگر كه به كيفيت عمل زيرنويسى اسم در شيوهء تحرير آشنا بودند آن را در دنبالهء عبارت مسوّد ورق و جملهء دعائيه آوردهاند .
شايد باعث بر اينكه نام را در فاصلهء « مسوّد ورق » و جملهء دعائيه نياوردهاند ، همانا مراعات سجع لفظ ورق با كلمهء سبق بوده كه « اقلّ انام محمّد گل اندام » را دنبال جملهء دعائى برده است و ترديد فضلا را در قبول اصالت آن چندان بجا نمىديدم .
تا آنكه در ضمن تفحّص جنگهاى قديمى كه مشتمل بر اشعار شعراى سلف است سه سال پيش در سفينهاى از اشعار كه در اوائل نيمهء اول صدهء نهم جمعآورى شده بود به نام شاعرى و قصيدهاى از او برخوردم كه آن را با شمس الدين محمّد گلندام مسموع خود كه مورد بحث است مطابق يافتم .
جامع جنگ در ضمن قصايدى كه شعراى شيراز در مدح سلطان ابو الفتح ابراهيم ميرزا پسر شاهرخ والى فارس سروده بودند مىنويسد :
ايضا يمدحه .
مولانا شمس الدين محمّد گل اندام مىگويد :
اين قصيده با مطلع :
نازكى بين كه دگرباره صبا پيدا كرد * آمد و باغ گل اندام و سَمَن سيما كرد