تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1495

مساهمون:

ص١٤٩٥
جيد و جود اهل زمان و تميمهء وشاح عروسان دوران گردد و آن جناب حوالت رفع ترفيع اين بنا بر ناراستى روزگار كردى و به غدر اهل عصر عذر آوردى تا در تاريخ سنه احدى و تسعين و سبعمائة وديعت حيات به موكّلان قضا و قدر سپرد و رخت وجود از دهليز تنگ اجل بيرون برد و روح پاكش با ساكنان عالم علوى قرين شد و همخوابهء پاكيزه‌رويان حور العين گشت » . چنان كه از خود متن فهميده مىشود نويسندهء مقدمه در حيات شاعر مىزيسته و با او در درس‌گاه قوام الدين عبد اللّه ملاقات مىكرده و شاهد گفتگو با خواجه دربارهء جمع‌آورى ديوان بوده و به عذر او در عدم تدوين اشاره كرده است . تحرير چنين مطالب بىسابقه‌اى كه در هيچ مأخذ ديگرى تا اين حد مقرون به حقيقت و صواب ياد نشده ، خود گواه اصالت و قدمت مقدّمه است و اين كار ناچار به دست كسى انجام پذيرفته كه درك زمان حيات حافظ و ادراك مقتضيات آن را كرده است . مقدمه‌نگار بعد از ذكر تاريخ 792 ( يا باء و صاد و ذال ) كه هنگام بازديد او از مقبرهء حافظ پس از مراجعت به شيراز است ، مىافزايد : « بعد از مدتى سوابق حقوق صحبت و لوازم عهود محبت و ترغيب عزيزان با صفا و تحريض دوستان باوفا كه صحيفهء حال از فروغ روى ايشان جمال گيرد و بضاعت افضال به حسن تربيت ايشان كمال پذيرد . حامل و باعث اين فقير شد بر ترتيب اين كتاب و تبويب اين ابواب . اميد به كرم واهب الوجود و مفيض الخير و الجود آنكه قائل و ناقل و جامع و سامع را در خلال اين احوال و اثناى اين اشتغال حياتى تازه و مسرتى بىاندازه كرامت گرداند . » از وجود اختلافى كه در ميان شخصيت قوام الدين عبد اللّه منقول در مقدّمه ديوان با قوام الدّين عبد اللّه بنجيرى مذكور در شدّ الازار هست كه در