تجسس دواوين عرب به جمع اشتات غزليات نپرداخت و به تدوين و اثبات ابيات مشغول نشد . » سياق تعبير نشان مىدهد كه نويسندهء اين سطور بر همه مقتضيات زندگانى فرهنگى معاصران عصر حافظ واقف بوده و از كارهائى سخن مىگويد و از كتابهائى نام مىبرد كه مطلوب و منظور مردم آن زمان بوده است .
جنيد شيرازى در شدّ الازار خود كه تأليف آن را يك سال پيش از مرگ حافظ تمام كرده و شايد به همين مناسبت از درج ترجمهء احوال حافظ در نوبت هفتم از كتابش كه اختصاص به مدفونان گورستان مصلّى دارد دريغ ورزيده و آن را به سعدى خاتمه داده است ، در ترجمهء قوام الدين عبد اللّه استاد خواجه و ساير اساتيد علم و ادب شيراز كه معاصر خواجه بودهاند ، رونق درس و بحث كتابهاى تفسير و بلاغت كشّاف و مفتاح را تأييد مىكند و از مطالع و مصباح همچون متنهاى متداول فنون علمى در آن عصر نام مىبرد .
با سنجش همان ابيات محدود عربى كه در غزليّات ملمّع حافظ و يك غزل كامل او وارد است مىتوان دريافت كه تسلط حافظ بر سرودن شعر عربى نسبت به سعدى اگر برتر نباشد كمتر نيست و اين نكته مربوط به سازگارى فوقالعادهء محيط شيراز در دوران سلطنت [ شاه ] شجاع با درس و بحث و ادب و علم بوده است .
بنابراين نويسندهء مقدّمه از روى قرائن حقا همان كسى بوده است كه مىنويسد : « مسوّد اوراق در درسگاه دين پناه مولانا و سيدنا استاد البشر قوام الملة و الدين عبد اللّه اعلى اللّه درجاته فى اعلى عليين به كرّات و مرّات كه به مذاكره رفتى در اثناء محاوره گفتى كه اين فرايد فوايد را همه در يك عقد مىبايد كشيد و اين غرر درر را در يك سلك مىبايد پيوست تا قلادهء
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1494
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٤٩٤