تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1488

مساهمون:

ص١٤٨٨
را نبرد . . . » . علامه قزوينى ( ديوان حافظ به اهتمام قزوينى و غنى - صفحهء « قز » ) 2 چون دولتشاه كه اغلاطى فراوان در تذكره‌اش ديده مىشود اطلاعى از « محمد گلندام » نداشته يا ديگران از او نامى نبرده‌اند نمىتوان وجود محمد گلندام را نفى كرد . ( ح ) . دانشمند بزرگوار و محقق نامدار ، استاد محيط طباطبائى در چند سال قبل ، مقاله‌اى بسيار مستدل در نامهء وزين و هفتگى « پارس » چاپ شيراز انتشار داده بودند مبنى بر اينكه گلندام يكى از دوستان دوران تحصيل خواجه بوده ، سپس از شيراز مهاجرت و در اصفهان اقامت كرده ، بعد از درگذشت حافظ نيز به شيراز آمده ؛ به جمع‌آورى آثار خواجه و نگارش مقدمه‌اى بر ديوان او پرداخته است . استاد محيط ، اشعارى هم از گلندام نقل فرموده بودند كه با تجسس نويسندهء اين يادداشت در انبوه روزنامه‌ها و اوراق شخصى متأسفانه مقالهء مورد بحث يافت نشد ولى در شماره‌ئى ديگر از نامهء وزين « پارس » مقاله‌اى ديگر از استاد بچاپ رسيده كه در اواخر آن اشاره‌ئى به گلندام دارد كه چنين است : « . . . شمس الدين محمد گل اندام ، در مقدمهء خود بر غزليات خواجه با عباراتى منشيانه كه با حرفهء نويسندگى او تناسب داشته بدين وضع ممتاز شايان توجه حافظ در ميان معاصران خود اشاره مىكند ، و ما نيز گفتار خويش را با خلاصه‌اى از توصيف شاعر از مقدمهء شمس الدين محمد گل اندام به پايان مىآوريم : « اشعار آبدارش ، رشك چشمهء حيوان و بنات افكارش غيرت حور و غلمان است . مذاق عوام را به لفظ متين ، شيرين كرده و دهان خواص را به معنى مبين ، نمكين داشته . . . سماع صوفيان بىغزل شورانگيز او گرم نشدى ، و مجلس صاحبدلان بىنقل سخن ذوق‌آميز او ، رونق نيافتى :