2 ( هر كو ، نكند فهمى زين كلك خيالانگيز - نقشش به حرام ار خود صورتگر چين باشد ) . . . نقش به حرام يا نقش حرام ، يك قرينهء ديگر در زبان فارسى دارد و آن نمكبهحرام يا نمكحرام ( - لغتنامه ) به معناى ناسپاس و پيمانشكن است . بعضيها اين كلمه را به تصحيف خواندهاند :
« نقشش نخرم » كه وجهى ندارد . شادروان غنى تعبير و تعريفى از اين كلمه دارد كه معلوم نيست تا چه حد مستند است : « نقش به حرام يعنى حرامزاده است . » ( حواشى غنى ، ص 304 ) . . . حتى اگر صورتگر چين - يعنى مشهور به هنرمندى و هنرشناسى - باشد ، بىهنر و مدعى است . طبعا بين كلك و نقش و صورتگر ، مراعات نظير برقرار است . ( بهاء الدين خرمشاهى ) ، حافظنامه ، مجلد اول ، ص 629 - ( انتشارات علمى و فرهنگى - سروش ) تهران ، چاپ دوم آبان 1367 [ ه . ش . ] .
3 . . . ولى تصور مىرود بهتر باشد كه « نقشش به حرام » را ، نقش بر او حرام باد معنى كنيم . . . هركس كه از قلم صانع - كه بدايع طبيعت را آفريده دركى نداشته باشد ، آدم بىذوق و هنرى است ؛ پس اگر نقاش چين هم باشد ، كار نقاشى بر او حرام باد .
دكتر حسينعلى هروى ( شرح غزلهاى حافظ ، ( مجلد اول ) ص 689 - نشر نو ، تهران 1367 [ ه . ش . ] چاپ اول ) .
4 « هركس تراوشات قلم خيالانگيز مرا درك نكند ، اگر نقاش چين هم باشد بيكاره و بىعارهئى بيش نيست [ و ] كار او ارزشى نخواهد داشت » . ،
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1462
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٤٦٢