تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1458

مساهمون:

ص١٤٥٨
آشكار مىشود ، زيرا كه در « نسترنى » ، « م » وجود ندارد . ( 5 ) - فرهنگ فارسى دكتر محمد معين جلد دوم ، ص 1921 . ( 6 ) - همان‌جا ، ص 2016 . دوست عزيزم با عرض سلام و تجديد احترام به قرارى كه حضورى عرض كردم به دلائلى كه اگر خواستيد بعد شرح خواهم داد از حافظ پژمان استفاده فرمائيد مشروط بر اينكه چاپ آذرماه 1342 يا چاپ پنجم 1345 يا چاپهاى بعد آن باشد . - چاپهاى قبل از اينها نباشد - . در غزلى در ما قبل آخر ، اين بيت را اضافه فرمائيد : بعد ازين نور به آفاق دهم از دل خويش - كه به خورشيد رسيديم و غبار آخر شد . در غزلى چنين بايد باشد :
هيچ‌كس نيست كه در كوى تواش راهى نيست * هركس اينجا به طريق هوسى مىآيد
.
كس ندانست كه منزلگه مقصود كجاست * اين‌قدر هست كه بانگ جرسى مىآيد
. در غزلى ، قبل از مقطع اين بيت را بيفزائيد :
يا مكش بر چهره نيل عاشقى / يا فروبر جامهء تقوى به نيل
. در غزلى ، بعد از دو بيت اول ، اين دو بيت را اضافه فرمائيد :
نيست در دايره يك نقطه خلاف از كم‌وبيش * كه من اين مسئله بىچون و چرا مىبينم
كيست دردىكش اين ميكده يا رب كه درش * قبلهء حاجت و محراب دعا مىبينم .
در غزلى . . . وه زين كمان كه بر سر بيمار مىكشى . در مقطعات حافظ پژمان چند بيت آمده كه آن را مىبايد در غزلها آورد و اين دو سه بيت را نيز بر آن افزود : ( مطلع )
نسبت رويت اگر با ماه و پروين كرده‌اند / صورتى ناديده تشبيهى به تخمين كرده‌اند .
( بعد از « سياه و خال مشكين كرده‌اند ) :
يك شكر انعام ما بود و لبت رخصت نداد / هم تو انصافش بده ، شيرين لبان اين كرده‌اند ؟
. يك مصراع همچنين است : شهپر زاغ و زغن كى لايق
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1458 | شمس الدين حافظ