تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1456

مساهمون:

ص١٤٥٦
اعنات يا لزوم ما لا يلزم : « اعنات در علم بديع ، آنست كه شاعر . . . خود را ملزم به رعايت چيزى نمايد كه لازم نباشد و بدين معناست كه صنعت اعنات را لزوم ما لا يلزم هم ناميده‌اند . . اين صنعت چنين است كه شاعر در قافيه ، حرفى به كار مىبرد كه اگر آن حرف هم به كار نبرد قافيه را نقصانى نباشد . . . در قافيه هر شعرى كه ملاحظه كنيم حرف ما قبل روى ، « 3 » در تمام ابيات آن رعايت شده است ، خواهيم دانست كه در آن شعر ، صنعت اعنات يا لزوم ما لا يلزم به كار رفته است ؛ مثلا اگر در آخر شعرى ، كلمات . . . عميم ، شميم و صميم ، را با رعايت ميم قبل از ياء ، و ميم « روى » ديديم ، متوجه مىشويم كه آن شعر داراى اين صنعت است . نعمت‌اللّه ذكائى بيضائى ( نقد الشعر ، چاپ اول 1364 سلسلهء نشريات « ما » ( ص 177 ) ) * غزل مورد بحث خواجهء شيراز ، داراى اين قوافى است : « دو منى ، چمنى ، انجمنى ، ثمنى ، منى ، سمنى ، زمنى ، ياسمنى ، اهرمنى ، برهمنى كه در تمام اين قافيه‌ها با توجه به صنعت بديع لزوم ما لا يلزم ( ميم ، نون ، و ياء ) آمده است . و ، با اين ترتيب ، براى قافيهء : « نسترنى » - در اين غزل جائى نيست . « 4 » اما در مورد اينكه بعض فرهنگها از جمله فرهنگ عميد ، معنى « سمن » را فقط و فقط به « ياسمن » منحصر مىنمايند . و « ياسمن » و « سمن » را يكى ميدانند و روى اين اصل بيم تكرار معنا و قافيه در ميان مىآيد ، بايد گفت كه اين هم صحيح نبوده و بعض « فرهنگها » ! بطور حتم مرتكب اشتباه شده‌اند و علاقمندان به اين موضوع مىتوانند به فرهنگى معتبر مراجعه فرمايند و ما در اينجا با نقل چند سطر ، به اين بحث پايان مىدهيم : « سمن : شبدر . » « 5 » . « شبدر : گياهى است از تيرهء پروانه‌واران . . . گلهايش سفيد يا قرمز و يا