تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1457

مساهمون:

ص١٤٥٧
صورتىرنگند و برخى گونه‌ها نيز داراى گلهاى ارغوانيند و به ندرت داراى گل زرد مىباشند . گل آذينش خوشه‌اى كروى است . . . « 6 » ياسمن : « ياسمن درختچه‌اى از تيرهء زيتونيان كه داراى گونه‌هاى برافراشته و يا بالارونده مىباشد ، گلهايش درشت و معطر . . . گاهى منفرد و گاهى به صورت آرايش . . . غالبا از گلهاى گونه‌هاى معطّر آن در عطرسازى استفاده مىكنند . از شاخه‌هاى بالنسبه جوان ياسمن سفيد ، جهت ساختن پيپ استفاده مىكنند ( بسبب معطر بودن چوب آن ) . . . فرهنگ معين ، جلد چهارم ، ص 5244 بنابراين ؛ اين « دو » ، يكى نيستند . « سمن » سمن است ، و « ياسمن » هم ، ياسمن . ( ح ) . * ديوان حافظ به خط مير عماد ، چاپ اول در پنج هزار نسخه 1369 [ ه‍ . ش ] تهران ، از انتشارات نگار ، ص 390 :
« عجب كه رنگ گلى ماند و بوى ياسمنى »
و همچنين « حافظ يغما و قاآنى - نيز حافظ خانلرى و چند نسخهء معتبر ديگر :
« . . . عجب كه بوى گلى هست و رنگ ياسمنى » .
امّا قزوينى ، غنى - به‌طورىكه عرض شد - : « . . . نسترنى » ! ! . ( 1 ) - ديوان حافظى كه در دست شماست :
« . . . عجب كه بوى گلى هست و رنگ ياسمنى » .
ديوان حافظ قزوينى :
عجب كه بوى گلى هست و رنگ نسترنى » .
( 2 ) - ( بجاى « نازك » ) : زيرك . . . در بعض نسخ ؛ هر دو صحيح است . - ح . ( 3 ) - روى ( بفتح اول و كسر دوم ) : آخرين حرف قافيه . . . ( فرهنگ عميد ، سه جلدى ) . ( 4 ) - به اين دليل كه با قافيه آوردن « نسترنى » ؛ در سه حرف : « م ، ن ، ى » - كه در تمام قوافى ابيات اين غزل « لزوم ما لا يلزم » است - عيب و نقص كلى