« گر تو فارغى از ما ، اى نگار سنگيندل * حال خود بخواهم گفت ، پيش « آصف ثانى »
! در اينجا هم ؛ خوانندهء معمولى متحير مىشود كه آصف ثانى - حتى آصف اول - كيست ؟ ! .
ثالثا - اين بيت هم كه بنا به توضيح آن مرحوم نه در نسخهء خلخالى بوده ، نه در نسخ معتبر مانند ق و نخ ؛ و نه در بسيارى از نسخ ديگر - اما مشتمل است بر نام يكى از ممدوحان - بر غزل افزوده شده است :
« گر نكردى نصرت دين شاه يحيى از كرم * كار ملك و دين ز نظم و اتساق افتاده بود »
! . رابعا - ابيات زيادى بر غزلها افزودهاند . . .
خامسا - پنج بيت بر يك غزل افزودهاند كه . . . نه لطفى دارد ، نه حاوى مطلب يا مضمون تازه و بديعى است ، نه در جميع نسخ - حتى چند نسخه ديده مىشود ! بلكه تنها در نسخهء « نخ » ضبط شده . . . مرحوم علامه با افزايش [ بىمورد اين 5 بيت ] بر غزل 9 بيتى خواجه ، موجب تكرار قافيه در 9 محل مىشوند و نسبت چنين تساهلى به خواجه [ به هيچوجه ] روا نيست ؛ اينك ابيات اضافى . . .
ز جام گل دگر بلبل چنان مست مى لعل است * كه زد بر چرخ فيروزه صلاى تخت فيروزى !
جنابش پارسايان راست محراب دل و ديده * جبينش صبح خيزان راست روز فتح و فيروزى !
چو امكان خلود اى دل درين فيروزه ايوان نيست * مجال عيش ، فرصت دان به فيروزى و بهروزى !
مى اندر مجلس آصف به نوروز جلالى نوش * كه بخشد جرعهء جامت جهان را ساز نوروزى !
نه حافظ مىكند تنها دعاى خواجه توران شاه * ز مدح آصفى خواهد جهان عيدىّ و نوروزى !