« بر جمال تو چنان صورت چين حيران شد * كه حديثش همه جا در در و ديوار بماند »
و صواب : « بر در و ديوار » است ، هم از نظر فصاحت ، و : هم از لحاظ مفهوم زيرا كه تركيب : « در در » ! موجب تنافر ، و مخل فصاحت است .
هفتم - اغلاطى « 10 » كه نادرستى آنها كاملا هويداست و تسامح در اصلاحشان جايز نبوده ، نظير . . .
( تساهل در ترجمه و تفسير ) ؛ مرحوم علامه در ترجمه و توضيح لغوى ابيات خواجه ، گاهى دچار سهو گشته يا تساهل مىفرمودند و اين موضوع چيزيست كه نمىشود آن را جز تساهل به اسم ديگر خواند . مانند بيت زير و توضيحى كه آن مرحوم در حاشيهء صفحهء « قل » براى آن نگاشتهاند :
فرشتهء به حقيقت سروش عالم غيب * كه روضهء كرمش نكته بر جنان گيرد
درباره شعر مزبور مىنويسند . . .
« ظاهرا علاقه و انس آن مرحوم به مباحث تاريخى موجب اين تصور شده و به توضيحات گيجكننده منتهى گشته است . . . » ديگر ترجمهء اين بيت است :
نواى مجلس ما را چو بركشد مطرب * گهى عراق زند ، گاهى اصفهان گيرد .
كه در حاشيهء صفحهء « قل » راجع به آن نوشتهاند . . . ! ! .
سهو القلم :
مرحوم علامه در مقدمهء ديوان حافظ عباراتى دارند كه آنها را نيز جز بر سهو القلم يا فقد حضور ذهن آن بزرگوار ، به چيزى حمل نمىشود كرد .