بنده مايل نبود كه به آنها اشاره نمايد امّا از آنجا كه قلم اين گونه دانشمندان و شيوهء نويسندگى آنان سرمشق جوانان حتى پيرانى همانند حقير شده و خواهد شد امساك و سكوت را ناروا دانسته يا خجلتى وصفناپذير از جسارت به مقام والاى بزرگوارى كه حق بسيار بر گردن پژوهندگان و طالب علمان به ويژه دوستداران تاريخ سياسى و ادبى ايران دارند به برخى از آنها اشاره مىكند . . .
در صفحهء « عد » نوشتهاند : « نسخهء حاضره نيز نه قصايد و نه مقدمه هيچكدام را ندارد » . ! ، صرف نظر از لغت حاضره كه آن را براى خاطر « نسخه » با « هاء تأنيث » آوردهاند ؛ ! ( چيزى كه در فارسى اگر غلط نباشد ؛ نارواست ) اصل جمله هم خالى از عيب نيست زيرا كه نفى نفى منتهى به اثبات مىشود . . . براى روشن شدن آن اشتباه بهتر است جمله . . . را تجزيه كنيم تا نقصش مشاهده گردد .
اينست محصول آن تجزيه : « نسخهء حاضره نيز نه قصايد را ندارد نه مقدمه را ندارد نه هيچكدام را » ؛ و مفهومش اينكه هم قصايد را دارد هم مقدمه را بالاخره هر دو را . در صورتى كه قصد ايشان عكس اين معنى بوده و خواستهاند بگويند اين نسخه نه مقدمه را دارد نه قصايد را .
اشتباه مذكور در صفحات « عج - عه - عز - عح » نيز تكرار شده است . ! ! در صفحهء « عو » سطر يازدهم مىنويسند . . . و نيز در دو سطر آخر همان صفحه . . .
و در صفحه « عح » سطر اول . . . كه در هر سه جمله « فعل » بدون قرينه حذف شده است . ! . . . در آن مقدمه به عبارات ديگرى برمىخوريم كه بايد آنها را داراى ضعف يا نقص انشاء خواند ؛ مثل اين جمله در صفحهء « لز » سطر يازدهم . . .
و در صفحهء « كز » سطر اول . . .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1444
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٤٤٤