تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1442

مساهمون:

ص١٤٤٢
و اگر عشقى نبود جانفشانى موردى نخواهد يافت پس صحيح آن بيت همان است كه نوشتيم « حافظ جان را نثار مىكند تا دلبر قدم بر ديدهء او گذارد و چشمش را به نور جمال خويش منور سازد » . ششم - اغلاط دستورى و اشعارى كه با مقررات زبان ما موافق نيست مانند :
آنكو ترا به سنگ‌دلى كرد رهنمون * اى كاشكى كه پاش به سنگى برآمدى
*
چندان كه بر كنار چو پرگار مىشدم * دوران چو نقطه ره به ميانم نمىدهد
از سر كشتهء خود مىگذرى همچون باد . . عمرست و شتابى دارد كه صورت صحيح آنها در شعر اول « گشت رهنمون » . در بيت دوم : « چو پرگار مىشوم » . در فرد سيوم [ - سوم ] « مىگذرد همچون باد » است . و نيز :
هيچ روئى نشود آينهء حجلهء بخت * مگر آن روى كه مالند در آن سُمّ سمند
*
ز زير زلف دو تا چون گذر كنى بنگر * كه از يمين و يسارت چه بىقرارانند
كه در شعر اول « مگر آن روى كه مالند بر آن سُمّ سمند » درست است ، و كسى نمىتواند روى را در سم اسب بمالد ! . و در شعر ثانى « به زير زلف » صحيح است . . . *