تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1439

مساهمون:

ص١٤٣٩
بنا بر توضيح آن مرحوم [ يعنى علامه قزوينى ] به استثناى خلخالى ، بقيهء نسخه‌ها بعضى « برآييم » بوده ، و برخى « برآيم » كه هر كدام را اختيار نمائيم تفاوتى ندارد جز اينكه « خوش برآييم » فصيح‌تر و سازگارتر به قالب شعرست . . . « 5 » . [ بده كشتى مى تا خوش برانيم - ازين درياى . . . « قزوينى » ] . . . « خوش برانيم اين فعل در صورتى درست بود كه مصراع دوم با كلمهء : « درين » شروع مىشد ، مانند اين بيت :
خوش برانيم جهان در نظر راهروان * فكر اسب سيه و زين مُغرّق نكنيم
. [ حافظ ] . اما اكنون كه مصراع دوم با « ازين » آغاز مىشود ، صورت متن [ خوش برآييم « 6 » ] درست‌ترست ، چه ، حافظ تركيب « خوش برآمدن » را به معنى رضا دادن و سر تسليم بر آستان داشتن به كار مىبرد :
« خوش برآ ، با غصه اى دل كأهل راز * عيش خوش در بوتهء هجران كنند
. « 7 » » دوم - حفظ صورت ناصواب نسخهء خلخالى و ترك صورت صواب اكثر نسخ ، ! مانند اين بيت :
« لب لعل و خط مشكين ، چو آنش هست و اينش هست ! * بنازم دلبر خود را كه حسنش ، آن و اين دارد . »
كه هر خواننده‌اى به ناسازى و عدم ارتباط دو مصراع پى مىبرد ، چه ، اگر لب لعل و خط مشكين در همه‌كس توأم و دل‌فريب باشد ، محلى باقى نمىماند كه شاعر به دلبر خود بنازد ، اما صورت صحيح آن كه در اكثر نسخ وجود داشته اينست :
« لب لعل و خط مشكين چو آنش هست اينش نيست * بنازم دلبر خود را كه حسنش آن و اين دارد »
. و مفهومش اينست كه لب لعل و خط مشكين با هم جمع نمىشود و هركس اين را دارد ، آن را نخواهد داشت ؛ اما دلبر من جمع اضداد كرده
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1439 | شمس الدين حافظ