در يك جا غلط نسخهء خلخالى را حفظ كرده ، و صحيح كليّهء نسخ را ترك نمودهاند . ! ، در جاى ديگر غلط چند [ نسخه ] و گاه ، يك نسخهء كماعتبار را بر صورت صحيح نسخهء خلخالى رجحان بخشيدهاند . ( ! ) ، گاهى در افزايش غزل حتى ابيات زيبائى كه در ساير نسخهها بوده و در خلخالى نبوده امساك نمودهاند [ و نياوردهاند ] و گاهى يك يا چند بيت سست و مبتذل را بر غزل افزوده احيانا چندين قافيهء تكرارى هم ايجاد فرمودهاند . ! ! . . .
اكنون با كمال شرمسارى و پوزشخواهى از روح پرفتوح آن بزرگوار كه از عالم ما رخت بربسته و دست و قلم و زبانى براى پاسخ و رد و قبول اعتراضات بجا و نابجاى بنده ندارند به ذكر امثله پرداخته و خدا را به شهادت مىگيرم كه در اين عمل نه قصد خودنمائى دارم ، نه استغفر اللّه قصد عيبجوئى از روش كار مردى فرشته خصلت كه عمر عزيز و اوقات شريف خويش را در راه خدمت به علم و ادب صرف نموده و تقريبا تهيدست چشم از جهان پوشيده است .
منظور اصلى بنده در اين بحث فراهم شدن مواد و نظرهائى است كه سرانجام بتصحيح ديوان عميقترين شاعر آزادمنش و متفكر جهان منتهى گردد . اينك شواهد :
نخست - حفظ غلط مسلم نسخهء خلخالى و ، ترك صورت صحيح كليهء نسخى كه در دست و مورد اعتماد ايشان بوده است ، نظير اين بيت :
« بده كشتىّ مى تا خوش برانيم * ازين درياى ناپيدا كرانه »
[ حافظ قزوينى ] مىدانيم كه كشتى را « در » دريا ميرانند ، نه « از » دريا ، و اگر آن عبارت كاملا هم خطا نباشد ، وقتى كه صورت بهتر و صحيحتر دارد و جميع نسخ نيز در آن متفقند چرا از تبديلش خوددارى شود ؟ . ! :
[
« بده كشتىّ مى تا خوش برآييم * ازين درياى ناپيدا كرانه »
]