« ملامتگو چه دريابد ز راز عاشق و معشوق ؟ * نبيند چشم نابينا ، خصوص اسرار پنهانى »
در نسخهء قزوينى « . . . چه دريابد ميان عاشق و معشوق » آمده است ولى اين صورت هيچگونه محتواى معنوى ندارد ، و در مصرع دوم « اسرار پنهانى » مؤيد و مفسر راز « 7 » است و معناى بيت اينست كه راز عاشق و معشوق از اسرار پنهانى است « 8 » و « ملامتگو » كه نابيناست ، نمىتواند از آن ، سردربياورد پس احتمال درستى صورت نسخهء كهنهء كه ما نيز آوردهايم ، به دليل تناسب با سبك شعر حافظ ، بيشترست .
* * *
« فرخنده باد طلعت نازت كه در ازل : * ببريدهاند بر قد سروت قباى ناز »
. « در نسخه قزوينى « . . . طلعت خوبت . . . » آمده است ولى « طلعت خوب » توصيفى بسيار عادى است و محتواى معنوى ممتازى ندارد و واژهء « خوب » - با آنكه خوب واژهاى است - به علت داشتن معانى بسيار و نادقيق و نامعين ، توصيفى روشنگر از موصوف خود نمىكند . . . و ، از سوى ديگر « طلعت ناز » تركيبى زيباتر است ، و زيبائى يكى از ويژگىهاى شعر حافظ است « 9 » ، پس احتمال درستى صورت نسخهء [ طلعت نازت ] . . . كه ما نيز آوردهايم ، به دليل تناسب با سبك شعر حافظ ، بيشترست « 10 » * * *
« دامن دوست به صد خون دلِ افتاد به دست * به فسونى كه كند خصم ، رها نتوان كرد »
در نسخهء قزوينى « . . . به فسوسى كه كند . . . » آمده است . ولى افسوس « 11 » دشمن نمىتواند تأثيرى در عاشق داشته باشد . و تنها افسون « 12 » او مىتواند موجب رها شدن دامن دوست گردد . . . « 13 » .