تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1426

مساهمون:

ص١٤٢٦
آمده است و از نظر آهنگ شعر نيز ضرورى است ، پس دليلى براى نياوردن آن در دست نيست ؛ مگر اينكه آقاى قزوينى مىخواست در همه جا از نسخهء خلخالى پيروى كرده باشد ! و چون او چنين هم نكرده و در بيش از نود مورد ، صورت اين نسخه [ يعنى نسخهء خلخالى ] را در حاشيه آورده است ؛ روشن نيست كه چرا در اينجا از نوشتن اين حرف « واو » ، دريغ كرده است ؟ ! * * *
« ما نه مردان ريائيم و حريفان نفاق * آنكه او عالم سرّست بدين حال گواست »
در نسخهء قزوينى « ما نه رندان ريائيم . . . » آمده است « 3 » ولى چون « رند ريا » به صورت اضافى هيچ‌گونه محتواى معنوى ندارد ، و اين تركيب در هيچ جاى ديگر ديوان حافظ به كار نرفته است ، پس ، احتمال درستى « . . . مردان ريا . . . » « 4 » به دليل تناسب با شيوهء انديشيدن و سبك شعر حافظ ، بيشترست . * * *
« از سر كشتهء خود مىگذرد همچون باد * چه توان كرد ؟ كه عُمرست و شتابى دارد »
در نسخهء قزوينى « . . . مىگذرى همچون باد . . . » آمده است ! ولى چون فعلهاى مصرع دوم به صورت سوم شخص غايب به كار رفته‌اند ، و « مىگذرى » با آنها تناسبى ندارد در صورتى كه « مىگذرد » و « عمرست و شتابى دارد » به يكديگر مربوطاند « 5 » ، و مىتوان پذيرفت كه تبديل « مىگذرد » به « مىگذرى » نتيجهء خطاى نسخه‌نويس باشد ، پس ، احتمال درستى صورت نسخهء [ چاپى ] خلخالى كه ما نيز آورده‌ايم « 6 » به دليل تناسب به سبك شعر حافظ ، بيشترست .