تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1429

مساهمون:

ص١٤٢٩
در نسخهء قزوينى « . . . ره بيچارگان نظاره » آمده است . داورى دقيق دربارهء اينكه كداميك از اين دو صورت پذيرفتنىترست از پيش ما نرفت ؛ و صورت نسخهء كه ما آورده‌ايم پيشنهادى است . [ ره نظارگان بيچاره ] . « 18 » . * * *
« خيره آن ديده كه آبش نبرد گريهء عشق * تيره آن دل كه در او نور محبت نبود »
در نسخهء قزوينى « . . . شمع محبت . . . » آمده است . ولى جا دادن شمع در دل ! كار دشوارى است ، و حافظ از كار دشوار روگردان است و كناياتى كه تنها يك معناى آنها زيبا باشد در غزلهاى او بسيار كم آمده‌اند ، و ازاين‌رو اگر بخواهيم « شمع » را كنايه‌اى از « نور » بگيريم كارى خلاف سبك شعر حافظ انجام داده‌ايم ، پس احتمال درستى صورت نسخهء پژمان « 19 » كه ما نيز آورده‌ايم بيشترست . * * *
« شكر آن را كه ميان من و او صلح افتاد * حوريان « 20 » ، رقص‌كنان ، ساغر شكرانه زدند »
در نسخهء قزوينى « شكر ايزد كه ميان . . . » آمده است ولى « شكر آن را كه » به معناى : « براى سپاسگزارى از آنكه » . . . آمده است :
« شكر آن را كه تو در عشرتى اى مرغ چمن * به اسيران قفس ، مژدهء گلزار بيار »
. [ بنابراين ] « شكر ايزد » [ حافظ قزوينى ] مخل معناى بيت مورد بحث است و ارتباط معنوى دو مصرع را از ميان مىبرد . . . پس احتمال درستى صورت نسخهء [ چاپ ] خلخالى كه ما نيز آورده‌ايم [ شكر آن را ] به دليل تناسب با سبك شعر حافظ ، بيشترست . در مصرع دوم همين بيت در نسخهء قزوينى به جاى : « حوريان » [ يا : « قدسيان » ] ، « صوفيان » ، ! آمده است . ولى . . . دليل براى سپاسگزارى ! صوفيان