تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1430

مساهمون:

ص١٤٣٠
از صلح حافظ و يار به انديشه نمىآيد و صوفيان ساغر نمىزنند - خواه ساغر شكرانه و خواه هر ساغر ديگرى باشد - و برعكس رقص و ساغر زدن حوريان [ يا : « قدسيان » ] به شكرانهء صلح حافظ و يار ، اغراقى بس لطيف است ، و عظمت عشق را مىنماياند . پس احتمال درستى صورت نسخهء [ حوريان ] « 21 » كه ما « 22 » نيز آورده‌ايم . . . بيشترست . * * *
« ز ديده خون بچكاند فسانهء حافظ * چو « 23 » ياد وقت شباب و ، زمان شيب كند »
در نسخهء قزوينى « چو ياد وقت زمان شباب و شيب كند » ! آمده است . ولى . . . « وقت زمان » معنائى ندارد ، و اگر بخواهيم اين تركيب را قسمى لف‌ونشر وصفى يا اضافى بگيريم ، بايد ميان « وقت » و « زمان » ، « واو » عاطفه‌اى داشته باشيم و اين « واو » عاطفه در هيچ نسخه‌اى نيامده است . پس احتمال درستى صورت نسخه [ چو ياد وقت « 24 » شباب و زمان شيب . . . ] ، كه ما نيز آورده‌ايم به دليل تناسب با سبك شعر حافظ ، بيشترست . * * *
« من اگر رند خراباتم و گر حافظ شهر * اين متاعم كه همىبينى و كمتر زينم »
در نسخهء قزوينى « . . . و گر زاهد شهر . . . » آمده است . ولى . . . گذشته از آنكه بدين ترتيب ، مقطع اين غزل بدون تخلص خواهد بود ، حافظ هيچ‌گاه « زاهد شهر » نبوده است ، و نمىتوان پذيرفت كه در پايان زندگى خويش ، خود را « زاهد » بخواند ! پس احتمال درستى صورت نسخه‌هاى و « مج » ، [ حافظ شهر ] كه ما نيز آورده‌ايم ، به دليل تناسب با سبك شعر حافظ ، بيشترست . [ استاد ] محمود هومن ( حافظ ، ( زبان و فرهنگ ايران - 52 - ) از