تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1428

مساهمون:

ص١٤٢٨
« عارف از پرتو مى راز نهانى دانست * گوهر هركس ازين لعل ، توانى دانست »
در نسخهء قزوينى « صوفى از پرتو مى . . . » آمده است . ولى حافظ در چندين جا آشكارا « صوفى » را كوچك شمرده و او را « ازرق‌پوش » ، « خبيث » ، « سيه‌دل » ، « كوته‌آستين دراز دست » ، « دلق‌پوش رياكار » ، « بت‌پرست » ، « دام نه » ، « حقه‌باز » ، « شعبده‌باز » ، « خرافاتى » ، « شطاح » و « مدعى » خوانده است ؛ دليلى در دست نيست كه در اينجا او را « دانندهء راز نهان » بداند [ . . . راز نهانى دانست ] آن هم « از پرتو مى » كه صوفى آن را « ام‌الخبائث » « 14 » مىنامد ؛ و چون تبديل « عارف » به « صوفى » مىتواند نتيجهء تعصب نسخه‌نويسان صوفى مسلك باشد ، پس ، احتمال درستى صورت نسخهء ، كه ما نيز آورده‌ايم « 15 » ، به دليل تناسب با شيوهء انديشيدنِ حافظ ، بيشترست . * * *
« حافظ تو اين سخن ز كه آموختى كه يار : * تعويذ « 16 » كرد شعر ترا و به زر گرفت »
در نسخهء قزوينى به جاى « يار » ، « بخت » آمده است . ولى بخت تعويذ شعر نمىكند « 17 » و تعويذ براى دور كردن بدبختى يا نگاهدارى بخت به كار مىرود ، و بخت عاملى ناپايدار است و اين چگونگى متضاد با اينست كه بخت براى ماندن خود ! كوشش نيز بكند ، يعنى شعر حافظ را كه تأثير آيهء تعويذ ( « اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم » ) دارد به زر بگيرد ، پس ، احتمال درستى صورت نسخهء پژمان ، كه ما نيز آورده‌ايم به دليل تناسب با سبك شعر حافظ بيشترست . * * *
« چو ماه نو ، ره نظارگان بيچاره * زند به گوشهء ابرو و در نقاب رود »
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1428 | شمس الدين حافظ