غنچه ، زر هست و احوال گنج قارون را بايد به گل يا به غنچه - بر طبق نسخهبدل - گفت ، تا بيهوده « زر نهان ندارد » . امّا قطعىترين شاهد مثال از خود خواجه كه همين مضمون را در چند جاى ديگر آورده منتها به نظر محققان و مصححان ديوان « 11 » نرسيده است و بىسبب تسليم « نسخهء اقدم » يعنى « غلط مسلم » شدهاند :
« زر » از بهاى مى اكنون چو گل دريغ مدار * كه عقل كل به صدت عيب متهم دارد « 12 »
چو گل گر خردهاى دارى خدا را صرف عشرت كن * كه قارون را غلطها داد سوداى زراندوزى . « 13 »
. . . قديمترين نسخه ؛ كاملترين و صحيحترين نسخه نيست . . . خاندان خواجه از بيم عقوبت و عوارض توطئهء شاه شجاع و به خيال معدوم ساختن اوراقى كه مايهء دردسر آنان شده است ، آثار وى را تباه ساختند . . . .
علاوه بر اينها اسناد و مدارك موجود عموما دلالت بر اين دارد كه خواجه در دوران عمر خويش به جمعآورى آثار خود نپرداخته است . . . و ، اشعار او نزد دوستان و معتقدان دور و نزديك آن نادرهء زمان پراكنده بوده است . هنگامى كه ديوان [ خواجه ] را تدوين كردند محتملا برخى از دارندگان نسخههاى غزليات در شيراز نبودند . پس اين فرض ، محال نمىنمايد كه با بعد مسافتهاى آن روزى ، غزلى يا بيتى از خواجه ؛ چند سال حتى دهها سال بعد بر مجموعهء اشعار او علاوه شده باشد .
« 14 » قرينه بر صحت اين فرض آنكه در نسخهء خلخالى - اساس طبع حافظ قزوينى - گاهى غزلهاى بلند و معروف مانند :
« مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد » « من و صلاح و سلامت كس اين گمان نبرد » « من خرابم ز غم يار خراباتى خويش » « از من جدا مشو كه توأم نور ديدهاى »