تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1415

مساهمون:

ص١٤١٥
در نسخهء قزوينى . . . بدين بيت برمىخوريم :
احوال گنج قارون كأيام داد بر باد * در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد « 7 »
دل كه زر ندارد تا نگاه دارد يا نهان ندارد . . . مىتوان حدس زد كه رسم الخط كاتب طورى بوده كه « گل » شبيه « دل » نوشته شده ، يا استنساخ‌كننده اشتباه كرده و بجاى « گل » ، « دل » نوشته است . بنابراين مصراع دوم بيت اين‌طور مىشود : « در گوش گل فروخوان تا زر نهان ندارد » . اين نسخه‌بدل نيز ، هم صحيح است هم قرينه‌اى ضمنى و تأييدى در صحيح بودن « گل » كه مطبوع و مقبول است : « با غنچه بازگوييد تا زر نهان ندارد » . « 8 » در اكثر نقاط ايران هنوز هم « گل » مطلقا و منحصرا علم است براى گل گلاب يا گل سورى كه در تهران به « گل محمدى » مشهورست و حافظ گويد :
« از خيال لطف مى ، مشاطهء چالاك طبع * در ضمير برگ گل خوش مىكند پنهان گلاب »
. امّا در بيت مورد بحث ، اشارهء خواجه به « زرك » هاى ميان اين گل يا غنچهء آن است چنان كه خواجوى كرمانى معاصر حافظ نيز گفته است :
« اندكى گل به رخ خوب نگارم مان است « 9 » * صبحدم باد صبا دامن او پُرزر كرد »
« 10 » و فريدون عكاشه از منشيان عصر حافظ . . . قصيده‌اى دارد كه در مطلع آن همين مضمون آمده :
لاله را از ژاله درج درّ و گوهر كرده‌اند * حقهء ياقوت گل پُر خردهء زر كرده‌اند « 11 »
و « ابن يمين » شاعر ديگر قرن هشتم . . . . پس محققا « دل » [ در حافظ قزوينى ] در مصراع خواجه ، غلط و « گل » صحيح است ، زيرا كه در گل و
هامش
( * ) مانست مانند است ( فرهنگ عميد - مجلد سوم ) و " شبيه "