« دامن » نوشته ( مىبينيم كه او هم چندان . . . بىذوق و سليقه در عالم خودش نبوده و در عين حال ، اشتياق و حال و هواى تصحيح نسخهء خطى ! و انتخاب اصلح را نيز داشته است ! ) - و عجيب است كه نه فقط در نسخهء [ خطى ] خلخالى « 6 » بلكه تقريبا در اكثر قريب به اتفاق نسخ ديگر همگى « ساعد » ( كه مسلما صحيح است ) . . . نوشتهاند . و نمىدانم اگر كسى در زمان حيات مرحوم قزوينى دامن آن علامهء فقيد را مىگرفت و مىپرسيد استاد با وجود آنكه در مقدمه نوشتهايد نسخهء 827 خلخالى را اساس طبع قرار دادم و چهار بار هم به اتفاق دكتر قاسم غنى مقابله كرديم و كوچكترين اختلاف حتى در بعضى موارد كم و زياد نقطهاى را نيز از نظر تيزبين خود دور نداشته و در حاشيه به آن اختلاف بسيار بسيار جزئى اشاره كردهايد ، پس اين « دامن » را بجاى « ساعد » از كجا آوردهايد ؟ ! . چه پاسخ قانعكنندهاى دريافت مىكرد ؟ بخصوص كه در قسمتهائى ديگر از مقدمه چنين نوشتهاند : « هيچكس حق ندارد كه سليقه و ذوق شخصى خود را براى عموم ناس حكم قرار دهد » يا « به هيچوجه من الوجوه ذوق و مشرب و سليقهء شخصى خود را در تصحيح جمله يا كلمه يا حرفى ميزان قرار ندادهايم و از خود هيچ تصرفى و تغيير و تبديلى و جرح و تعديلى نكردهايم » با اين وصف جاى كمال تعجب و حيرت است كه نه فقط اين دو اشتباه عجيب ، بلكه دهها و صدها اشتباه كوچك و بزرگ ديگر در چاپ قزوينى رخ داده كه آوردن همهء آنها در اينجا هم از حوصلهء خواننده خارج و هم با چاپ عكس عين نسخهء 827 ، ديگر موردى ندارد و اگر كسى مايل به آگاهى و وقوف آنها باشد مىتواند بكتاب « مقدمهاى بر تدوين غزلهاى حافظ » نوشتهء دوست دانشمند و محقق عاليقدر آقاى دكتر سليم نيسارى . . . مراجعه نمايد . « 7 » حق آن بود كه همانطوركه عدهاى از محققين و دانشمندان منجمله . . . پژمان بختيارى و سائرين اظهار نظر كردهاند ، مرحوم علامه
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1409
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٤٠٩