اسم اعظم بكند كار خود اى دل خوش باش * كه به تلبيس و حيل ديو ، مسلمان نشود .
« كه در نسخهء خطى 827 خلخالى خيلى واضح و آشكار : ديو ، سليمان نشود ؛ مىباشد « 4 » كه مسلما ديو « مسلمان » ! در نسخهء قزوينى هم مغاير متن نسخهء خطى هم غلط فاحش و عجيب ، و هم قافيه تكرارى است . جاى بسى حيرت است كه بعض محققين - چون به نسخهء خطى 827 خلخالى دسترسى نداشتهاند - بتصور آنكه در آن نسخه هم كه اساس طبع قزوينى بوده : ديو « مسلمان » نشود ، مىباشد و اگر غير از اين مىبود محققا قزوينى طبق روش كلى و اساسى خود در حاشيه به آن اشاره مىكرد ، در تأييد اشتباه و غلط چاپ قزوينى مقالاتى نوشته و دلائلى آوردهاند ! غافل از آنكه در نسخهء اصلى 827 بر خلاف تصور و يقين آنها : ديو « سليمان » نشود ، مىباشد .
يكى از اشتباهات واقعا عجيب و سؤال برانگيز ديگر چاپ قزوينى در غزل : پيش ازينت بيش ازين انديشهء عشاق بود . . . »
رشتهء تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * دستم اندر دامن ! ساقى سيمينساق بود
كه در نسخهء اصلى خطى خلخالى بازهم بطور واضح و آشكار :
« دستم اندر ساعد » ساقى سيمينساق بود ، مىباشد ؛ اين اشتباه ابتدا در چاپ خلخالى رخ داده ، و با كمال تعجب با آنكه قزوينى نوشته است :
نسخهء اصلى [ و خطى ] 827 خلخالى را اساس طبع قرار دادم . مع الوصف اين اشتباه عجيب در چاپ قزوينى مشاهده مىشود ! ! . - احتمالا « 5 » كاتبى كه در چاپ قزوينى نسخه را براى تهيهء كليشه و چاپ آماده مىكرده به هر دو نسخهء چاپى و خطى [ خلخالى ] نظر داشته . . . وقتى به كلمهء « دامن » و « ساعد » رسيده . . . فكر كرده كه . . . وقتى آدم پهلوى دلدارش بنشيند اگر دستش در دامن دلدار باشد كه خيلى از ساعد كه براى او چندان . . . دلفريب و مقبول طبع نبوده بهتر است ، لذا بدون كوچكترين ترديد و تأمل ، . . .