توجه داشته چنان كه در حاشيهء صفحهء 357 چاپ اوليا سميع در مورد كلمهء « فرج » يا « فرح » قيد كرده است : « خلخالى : با حاء مهمله » . پس مصححى كه اين حاشيه را براى يك چاپ ديگر مىنويسد چطور شده است كه در حاشيهء چاپ خود از تذكر آن خوددارى كرده است .
4 - در صفحهء 158 چاپ اوليا سميع كه آن مصرع مشهور « كه به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود » چاپ شده است ، علامه قزوينى روى كلمهء « مسلمان » بامداد سرخ خط كشيده « 14 » و بجاى آن « سليمان » نوشته است . طبق توضيحى كه در صفحات پيش دربارهء همين مصرع داده شد احتمال مىرود كه قزوينى براى مقابله و تصحيح متن دستنويس چاپ خود فرصت نيافته است . و گرنه همان اصلاح بامداد سرخ را در حق متن دستنويس چاپ خود نيز اعمال مىكرد .
نتيجهگيرى
ديوان حافظ به تصحيح قزوينى - غنى در اين مدت چهل و هفت سال كه از تاريخ انتشار آن مىگذرد بيش از هر متن ديگر از ديوان حافظ تجديد چاپ شده ، بيش از هر چاپ ديگر خواننده داشته ، و بيش از هر متن ديگر در مقايسهء نسخهبدلها بر آن چاپ استناد شده است . علاقهمندان به پژوهش در ديوان حافظ نيز از چاپ قزوينى در دو ويژگى بهره جستهاند :
يكى در نقش معرفى نسخهء خطى مكتوب به سال 827 ، و ديگرى در چهرهء يك متن منقح و معتمد و مستند از شعر حافظ .
از آنچه در اين بررسى بيان شد دو نتيجهء زير به دست مىآيد :
1 - چاپ قزوينى با همهء محسنات خود ، چون در ضبط غزلها با متن نسخهء خطى در 285 مورد مغايرت دارد ، و از آن مقدار در 211 مورد ( غير از غلطهاى چاپى ) به ضبط اصلى نسخهء خطى اشاره نشده است ، و ضمنا 31 بيت از منابع ديگر بر محتواى غزلها افزوده شده است ، طبعا