تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1393

مساهمون:

ص١٣٩٣
و ما بقى همگى « سليمان نشود » چاپ كرده‌اند . اما نكتهء مهم و جالبى كه ديده شد اين است كه در همين كتاب حافظ مرجع قزوينى ( چاپ اوليا سميع ) در اين بيت كه در صفحهء 158 چاپ شده است ، علامه قزوينى كلمهء « مسلمان » را با مداد سرخ خط كشيده و بالاى آن كلمهء « سليمان » « 6 » را نوشته است . در همين غزل در مصرع « حسن‌خلقى ز خدا مىطلبم روى تو را ، بالاى كلمهء « روى » نيز با همان مداد سرخ « خوى » نوشته شده است . از آنجا كه قزوينى هيچ جا بالاى كلمهء صحيح در متن اين كتاب كلمهء مردودى را يادداشت نكرده است بىدليل نيست اگر حدس بزنيم كه كلمهء « سليمان » در اين بيت مورد تأييد قزوينى بوده است . ولى به علتى نامعلوم عبارت « ديو مسلمان نشود » در متن چاپ 1320 جايگزين گرديده است ! ! . چون علامه قزوينى در مقدمهء چاپ خود متذكر شده است كه از شرح سودى در تصحيح متن بسيار استفاده شده است در اين رابطه خواستم از ضبط متن شرح سودى نيز آگاه شوم . نسخهء شرح سودى بر حافظ طبع بولاق ( متعلق به مرحوم امير خيزى ) كه در اختيار علامه قزوينى قرار داشت در دسترس نبود . با مراجعه به جلد دوم ترجمهء فارسى شرح سودى ملاحظه شد كه در اين مصرع « ديو مسلمان نشود » چاپ شده است . ولى وقتى در ترجمهء فارسى اين بيت اين عبارت را خواندم كه « از مكر و حيله و ريا و زرق اجتناب كن كه با مكر و حيله ديو نمىتواند سليمان شود . . . » « 7 » متعجب شدم كه چطور سودى كلمهء « مسلمان » را در متن شعر حافظ مىآورد و در شرح و معنى آن را به « سليمان » تبديل مىكند ! براى اطمينان خاطر به چاپ نخستين شرح سودى ( چاپ بولاق ) مراجعه كردم و در جلد دوم ( صفحهء 85 ) متن شعر را « ديو سليمان نشود » يافتم . براى پيدا كردن علت تغيير متن شعر در ترجمهء فارسى شرح سودى فكرم به جائى نرسيد .