بر نقش امداد اسم اعظم استوار است و كلمات كليد در مفهوم غلبهء سليمان به يارى اسم اعظم بر حيله و تزوير ديو مانند حلقههاى زنجير بهم پيوسته است .
بسبب شباهت ظاهرى و هموزن بودن اين دو كلمه ( مسلمان - سليمان ) تحرير يكى بجاى ديگرى به دست كاتبان حتى ناخودآگاه امكانپذير بوده است . از آنجا كه در اكثر نسخ « ديو مسلمان نشود » ضبط شده است ؛ بعضى همين عبارت را به تبع ضبط اكثريت نسخ گفتهء اصلى شاعر ميدانند . ولى اتكا به ملاك ضبط اكثريت نسخ ، بعنوان تنها معيار ترجيح اين قرائت ، دليل استوارى به نظر نمىرسد . موارد زيادى در غزلهاى حافظ هست كه مصححان چاپهاى انتقادى ضبط اكثريت نسخ را مناسب نيافته و در متن منتخب خود نياوردهاند .
اين واقعيت را نبايد ناديده گرفت كه چون بسيار اتفاق مىافتاد كاتبان مصرعها را با مرورى سريع بر نسخهء سرمشق ، به اتكاى ذهن خود كتابت مىكردند ؛ طبعا پس از آنكه كاتبى در مطلع غزل نوشته بود « تا ريا ورزد و سالوس مسلمان نشود » ، عبارت « مسلمان نشود » را در ذهن خود آماده داشت . در بيت چهارم نيز با نگاهى سطحى و سريع به مصرع « كه به تلبيس و حيل ديو سليمان نشود » ، بجاى كلمهء « سليمان » در اين مصرع همان كلمهء آشنا و آماده در ذهن خود ( مسلمان ) را نوشته است . بعيد نيست كه اين اشتباه در نسخههاى اوليه بيش از يكبار ، اتفاق افتاده و كاتبان بعدى طبق معمول آنچه را كه در نسخهء سرمشق خود ديدهاند عينا نقل كردهاند .
وجود قرائنى اين احتمال را نيز مطرح مىسازد كه نوشتن « مسلمان نشود » بجاى « سليمان نشود » در اين بيت مورد بحث از كجا كه يك سهو القلم از جانب كاتب متن چاپ قزوينى نباشد ؟
گمان مىكنم همهء بحثها بر سر اختلاف ضبط در اين مصرع به اين
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1390
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٣٩٠