تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1387

مساهمون:

ص١٣٨٧
خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت * كاسم اعظم كرد ازو كوتا دست اهرمن
*
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم * ملك آن تست و خاتم ، فرماى هر چه خواهى
از عيب كوچك تكرار قافيه در غزل ، در صورت پذيرفتن « مسلمان نشود » مىگذريم . دكتر حسينعلى هروى . ( « نشر دانش » - سال اول ، شماره‌هاى 5 و 6 - مرداد تا آبان 1360 - صفحات 12 و 13 ) 5 ديو مسلمان نشود يا ديو سليمان نشود ؟ . . . « در غزل 227 چاپ قزوينى بيت چهارم را چنين مىخوانيم :
اسم اعظم بكند كار خود اى دل خوش باش * كه به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود
در تفسيرهاى قرآن كريم داستان انگشترى حضرت سليمان چنين نقل شده است كه اسم اعظم بر آن نقش بود و حشمت سليمان وابسته به خاتم آن انگشترى بود . تا اينكه ديوى با حيله آن انگشترى را بربود و چهل روز بر تخت سليمان بنشست . به شرحى كه در كتابهاى تفسير مندرج است به مشيت الهى انگشترى بار ديگر به دست سليمان رسيد و به مقام خويش بازآمد . به قرينهء كلمات « اسم اعظم » و « تلبيس و حيلهء ديو » در اين بيت كلمهء قافيه بايد قاعدتا « سليمان » باشد . در چند بيت ديگر ، ارتباط كلمه‌هاى خاتم يا نگين ، اسم اعظم ، سليمان يا جم ، و ديو يا اهرمن ، كه همگى ناظر بر داستان گم شدن انگشترى سليمان مىباشد ، تأييد مىشود :
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1387 | شمس الدين حافظ