تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1384

مساهمون:

ص١٣٨٤
مجسم سازد . در اين بيتى كه از نسخهء قزوينى شاهد آورديم حافظ خواسته اين اصل اخلاقى و اجتماعى را كه حقيقت و درستى ، عاقبت غالب مىآيد ، و دروغ و تزوير و جنس قلب اگر هم موقتا پيشرفتى كند ثباتى نخواهد داشت ، بيان كند و . . . با اشاره بدين روايت آن را مؤثر و معزّز به شاهد قرآنى كرده است و ازاين‌رو ، از تناسب لفظى : اسم اعظم ، ديو ، سليمان كه شيوهء خاص حافظ است برخوردار است ، در صورتى كه ميان ديو و مسلمان تناسبى موجود نيست ، علاوه بر اينكه كلمهء مسلمان در مطلع آمده و تكرار آن در غزل ( گرچه جايزست ) ولى بدون ضرورت ، چندان پسنديده و شايسته نيست . همهء اين ملاحظات طبعا بايد شخص را متوجه اشتباه كاتب بكند و بالنتيجه آن اشتباه را به استناد اينكه در يك نسخهء قديمى بوده است تكرار نكند ولى متأسفانه روش آن مرد فاضل و متتبع « 1 » بر اين بود كه از مكتوبات قديمى چشم نپوشد ، هرچند مستلزم آوردن تعبيرات ناخوشى باشد مانند : « جز دل من كز ازل تا به ابد عاشق رفت » كه اتصال دو « ز » « كز » و « ازل » باعث تنافر حروف شده ، تلفظ بيت را از آهنگ مىاندازد و به كلى مغاير شيوهء خواجه است كه نسبت به موسيقى كلمات و خوش آهنگى تركيب جمله ، دقت وسواس‌مانندى ، دارد . درحالىكه در نسخه‌هاى ديگر ، اين ناجورى نيست . . . . ع - د ( نقل از : « ديوان خواجه حافظ » - به اهتمام انجوى شيرازى - ص 29 و 30 - چاپ سوم - سازمان انتشارات جاويدان ) 4 « . . . ديو مسلمان نشود » ضبط بيت در 6 نسخه از 7 نسخه به صورت بالاست و تنها نسخهء ح ( مهدوى ، 821 ) « ديو سليمان نشود » آورده است
هامش
( 1 ) . علامه محمد قزوينى