مراجعه نمايد ، نظاير بسيار آن را خواهد يافت .
در مورد معناى بيت خواجه نيز علاوه بر جعل افسانهئى كه گفته شد به روشهاى ديگر هم آن را تعبير و تفسير كردهاند .
در « ديوان حافظ قدسى چاپ بمبئى » نوشته است كه : « يكى از آشنايان نقل كرد ، حافظ را در خواب ديدم گفت ثلاثهء غساله ، لفظ « ماء » است كه سه حرفيست و ماء شويندهء چيزها بوده و روئيدن اشجار و گلها به جهت آب است » .
عدهاى معتقدند كه ثلاثهء غساله : « آب - خاك - آفتاب » است كه داراى خواص و فوائد مخصوص به خود مىباشد .
در مسالك سير و سلوك : گل و لاله و سرو ، مراتب ديدار شاهد ازل بوده و منظور از غساله ، شستن خود و تجرّد از سه چيز است :
« آثار وجودى - صفات ذاتى و وجود براى وصول به درجهء درك معشوق . » . و همچنين : « سه مرحلهء تهذيب قلب است كه در هر مرحله فنائى دست دهد . . . . » .
عرفاء گفتهاند : « وحدت ذاتى ، صفاتى ، افعاليست كه روح را از پليدى شرك در ذات و صفات و افعال ، پاك مىسازد . . . » هواخواهان ساز و آواز و رقص ! اظهار نظر نمودهاند :
« زنگهائيست كه هنگام رقص در سه انگشت دست مىكردهاند . . . ! » ولى بقول خيام : اى بىخبران ، راه نه آنست و نه اين ، و هيچيك از آن حدسيات صحيح نبوده ، سراپاى آنها خلاف واقع است ، و آنچه صحيح و حقيقت امر مىباشد اينست كه : « ثلاثهء غساله ، سه پياله شراب بوده كه به وقت صبح يا بعد از غذا مىنوشيدهاند چونكه « شويندهء غمها و شويندهء فضول تن . . . و مزيل كدورت است ، و در فارسى آن را ، ستا ( سهتا ) گويند . . . . » .
« طبيبى » شاعر گفته است :
نوشى چو « ثلاثهء غساله » * طبعت بكند هوس ، نواله
( لغتنامه ) .